عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

192

منازل السائرين ( فارسى )

سومين درجهء استقامت : پايدارى در رهاى از رؤيت استقامت و دور ماندن از زياده خواهى استقامت با شهود و اقامت و تقويم حق عز اسمه است . درجهء سوم استقامت عبارت است از استقامت به ترك رؤيت استقامت . وقتى انسان قدرت الهى را درك كرد ديگر كسى را در مقابل او نمىبيند « لا حول و لا قوة الا بالله » مشاهده مىكند هر نيرويى كه هست اوست . يعنى همه كارها را از او مىداند ، چنان كه به حضرت على عليه السّلام گفتند : چگونه در خيبر را در آوردى ؟ فرمودند : من آن را با قوهء جسمانى نكندم بلكه آن را با قوهء روحانيه در آوردم . اگر خيبر گشا دست على بود * يد الله هم به پيوست على بود « 1 » به همين خاطر يكى از القاب شريف مولا على عليه السّلام يد الله است . يعنى قدرت خداوند در بازوان او تجلى پيدا كرده است . چون استقامت را از خود نمىداند و آن را به شهود اقامة الحق طلب مىكند و اگر مىگويد به من توان و قدرت بده ، منظور آن است كه از محض شهود مطلق خودت عنايت كن . تلمسانى در شرح آن مىفرمايد : بل اراد شهود اقامة الحق و هو ان ترى ان الحق هو المقيم لك فى هذه الاستقامة . بلكه منظور ايشان از مشاهدهء اقامت حق اين است كه تو حق را مقيم در خودت به هنگام اين استقامت ببينى . يعنى اگر نيرويى به من مىدهى در ساحت ، خودت عنايت كن . اگر گفته مىشود : « قوتى فى طاعتك و نشاطى فى عبادتك » يعنى طاعتى مىخواهم كه تو را بندگى كنم و نشاطى مىخواهم كه با تو انس گيرم . پس همه چيز بايد در راستاى ارادهء خداوند قرار داده شود . در مناجات شعبانيه آمده است : اليه ، لم يكن لى حول فأنتقل به عن معصيتك الّا فى وقت ايقظتنى لمحبتك . « 2 » خداى من ، قدرتى كه از معصيت باز گردم ندارم مگر آنكه تو به عشق و محبت خودت مرا بيدار گردانى . مىفرمايد : اگر محبت تو مرا در آغوش گيرد مىتوانم خود را از معاصى خلاص كنم . زيرا وقتى محبت تو گهوارهء محب شد ديگر نيتى در سالك باقى نخواهد گذاشت ؛ و هر

--> ( 1 ) . از نگارنده . ( 2 ) . مناجات شعبانيه .